تبليغاتX
زیباترین حرفت را بگو -
black&white

سلام

از اين كه دير اپ شدم معذرت مي خوام اخه توصيه يكي از دوستان بود در هر صورت از شما عذر خواهي مي كنم. امروز پنج شنبه بيست و سوم شهريوره اگه يه كم نگاه كني متوجه مي شي كه امروز جشن عاطفه هاست پاتو كه از خونه مي زاري بيرون يه عالمه چادر مي بيني كه براي جمع اوري كمك ها نشستن خيلي دوست دارم كساني را كه اين هدايارا مي گيرن ببينم بعضي وقت ها فكر مي كنم كه فقط من و خانواده ام هستيم كه زندگي مي كنيم يعني ادم ها رو مي بينم اما باورم نمي شه كه اون ها هم مثل من زندگي دارن به نظر من اين خيلي سخته كه ادم فكركنه يه عالمه از هم نوع هاشم توي اين دنيا هستن و به يه چيز ها ي ديگه فكر مي كنم خيلي دوست دارم بدون مشكلات بقيه چيه.   بچه تر كه بودم وقتي يه فقيرهارو مي ديدم دلم مي خواست پدر و مادرم هر چي دارن به اون ها بدن هميشه مي گفتم اگه بزرگ بشم كل پول هام و مي دم به فقير ها اما الان بزرگ شدم و... حس مي كنم دلم از سنگ شده اره هر چي بيشتر فكر مي كنم معني اين حرف رو كه ادم ها هر چي بزرگتر مي شن حريص تر مي شن را بيشتر مي فهمم بچه كه بودم دوست داشتم زودتر بميرم چون اين رو مي دونستم كه ادم هر چي بزرگتر بشه گناهاش بيشتر مي شه زندگي كردن خيلي سخته ...

با ارزو ي روزي كه هيچ فقيري توي دنيا نباشه و همه ي زندگي ها اسون بشه

+ نوشته شده در  2006/9/14ساعت 4 PM  توسط الهام |